تبلیغات
داغ کن - کلوب دات کام خدمات وبلاگ نویسان جوان به وبلاگ من خوش آمدید - مطالب شیمی


به وبلاگ من خوش آمدید

ترکیبات یونی

نیروی پیش برنده یک واکنش یونی ، جاذبه الکتروستاتیکی متقابل یون‌های ناهمنام است. این جاذبه باعث آزاد شدن انرژی شبکه می‌شود. انرژی شبکه، عامل مهمی در تعیین تعداد بار منفی یا مثبتی است که اتم‌ها به هنگام تشکیل یک بلور یونی می‌پذیرند.
نامگذاری ترکیبات یونی
نامگذاری ترکیبات یونی بر قواعدی چند استوار است. ابتدا از کاتیون (یون مثبت) ترکیب نام برده می‌شود و آنیون (یون منفی) پس از آن ذکر می‌شود.
کاتیون 
بیشتر کاتیونها ، یونهای تک اتمی‌اند که توسط فلزات بوجود می‌آیند. اگر فلز تنها یک نوع کاتیون ایجاد کند، نام یون ، همانند فلز مربوط است. +Na یون سدیم است. یعنی فلز سدیمی که ابتدا بصورت گازی در آمده است و از سدیم یک الکترون با اعمال انرژی یونش گرفته شده است. 2+Mg یون منیزیم است. 3+Al ، یون آلومینیوم است.
برخی از فلزات بیش از یک نوع کاتیون بوجود می‌آورند. در اینگونه موارد ، با نشان دادن تعداد بار کاتیونها در نامشان آنها را متمایز می‌کنیم. بار این نوع کاتیونها بصورت ارقام لاتین بعد از نام فارسی عنصر قرار داده می‌شود. +Cu ، یون مس (I) و 2+Cu ، یون مس (II) است. در روشی قدیمی‌تر برای متمایز کردن دو نوع یون بوجود آمده از یک فلز ، پسوندی به نام فلز افزوده می‌شود. در این روش ، هرگاه نماد فلزی از لاتین مشتق شده باشد، از نام لاتین فلز استفاده می‌شود.
پسوند "- و" برای یون دارای بار مثبت کمتر و پسوند "- یک" برای یون با بار مثبت بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. +Cu ، یون کوپرو و 2+Cu یون
توجه کنید که در روش بالا تعداد بارها بروشنی بیان نمی‌شود و نیز این روش برای فلزاتی که بیش از دو نوع کاتیون تولید می‌کنند، قابل استفاده نیست.
آنیون 
آنیونهای تک‌اتمی از اتم فلزات به وجود می‌آیند. نام آنها از طریق حذف بخش آخر نام عنصر و افزودن پسوند "- ید" به باقیمانده به دست می‌آید. -Cl یون کلرید است. 2-O ، یون اکسید است. 3-N یون نیترید است. اما ، تمام آنیونهایی که نامشان به "ید" ختم می‌شود تک اتمی نیستند. بلکه معدودی آنیونهای چند اتمی نیز نامشان با این پسوند ختم می‌شود. مثلا -CN یون سیانید است. -OH یون هیدروکسید است. 2-O2 یون پروکسید است.
آنیونهای چند اتمی بسیاری شناخته شده‌اند. بعنوان مثال 2-O2 یون پراکسید ، Cr2O7-2 یون کرومات ، SO3-2 یون سولفیت و 3-AsO4 یون آرسنات است.
یون چند اتمی
این یون ، یونی است که از چند اتم که با یکدگیر پیوند کووالانسی دارند، بوجود می‌آید. کایتونهای چند اتمی معدودند و دو نوع نمونه متداول عبارت اند از :
+NH4
یون آمونیوم و 2+Hg2 یون جیوه (I) یا یون مرکورو.
یون 2+Hg2 یون جیوه I نامیده شده است. زیرا می‌توان آن را متشکل از دو یون +Hg (که با یکدیگر پیوند کووالانسی دارند) در نظر گرفت.
نام ترکیبات یونی
نام ترکیبات یونی ، متشکل از نام کاتیون و پس از آن ، نام آنیون (بصورت لغتی جداگانه) است.
Fe2O3:
آهن (II) اکسید یا فریک اسید.
PbCO3:
سرب (II) کربنات یا پلمبوکربنات.
NH4)2S):
آمونیوم سولفید
Mg(NO3)2:
منیزیم نیترات
Cu(CN)2:
مس (II) سیانید یا کوپریک سیانید
پیوند یونی
پیوند یونی جاذبه‌ای است که بین یونهای مثبت و منفی وجود دارد و آنها را در یک ساختار بلورین به هم نگه می‌دارد. این پیوند ناشی از انتقال الکترون بین اتم هاست.
دید کلی
ترکیبات یونی متشکل از تعداد زیادی آنیون و کاتیون هستند که با طرح معین هندسی در کنار هم قرار گرفته‌اند و یک بلور بوجود می‌آورند. هر بلور ، به سبب جاذبه‌های منفی ـ مثبت یونها به هم ، نگهداشته شده است. فرمول شیمیایی یک ترکیب یونی نشانه ساده‌ترین نسبت یونهای مختلف برای به وجود آوردن بلوری است که از نظر الکتریکی خنثی باشد.
پیوند یونی IonicBond
ماهیت یون
وقتی اتم‌ها به یون تبدیل می‌شوند، خواص آنها شدیدا تغییرمیکند. مثلا مجموعه‌ای از مولکولهای برم قرمز است. اما یونهای در رنگ بلورماده مرکب هیچ دخالتی ندارند. یک قطعه سدیم شامل اتم‌های سدیم‌ نرم است. خواص فلزی دارد و بر آب به شدت اثر می‌کند. اما یونهای  در آب پایدارند.
مجموعه بزرگی از مولکولهای کلر ، گازی سمّی به‌رنگ زرد مایل به سبز است، ولی یونهای کلرید  مواد مرکب رنگ ایجاد نمی‌کنند و سمّی نیستند. به همین لحاظ است که یونهای سدیم و کلر را به صورت نمک طعام می‌توان بدون ترس از واکنش شدید روی گوجه فرنگی ریخت. وقتی اتم‌ها به صورت یون در می‌آیند، ماهیت آنها آشکارا تغییر می‌کند.
رسانایی الکتریکی :
رسانایی الکتریکی مواد مرکب یونی مذاب به این علت است که وقتی قطب‌هایی با بار مخالف در این مواد مذاب قرار گیرد و میدان الکتریکی برقرارشود، یونها آزادانه به حرکت در می‌آیند. این حرکت یونها بار یا جریان را از یک‌جا به جای دیگر منتقل می‌کنند. در جسم جامد که یونها بی‌حرکت‌اند و نمی‌توانند آزادانه حرکت کنند، جسم خاصیت رسانای الکتریکی ندارد.
سختی :
سختی مواد مرکب یونی به علت پیوند محکم میان یونهای با بار مخالف است. برای پیوندهای قوی انرژی بسیاری لازم است تا یون‌ها از هم جدا شوند و امکان حرکت آزاد حالت مذاب را پیداکنند. انرژی زیاد به معنی نقطه جوش بالا است که خود از ویژگی‌های مواد مرکب یونی است.
شکنندگی :
مواد مرکب یونی شکننده‌اند. زیرا که ساختار جامد آنها آرایه منظمی از یونهاست. مثلا ساختار سدیم کلرید (NaCl) را در نظر بگیرید. هرگاه یک سطح از یونها فقط به فاصله یک یون در هر جهت جابجا شود، یونهایی که بار مشابه دارند درکنار یکدیگر قرار می‌گیرند و یکدیگر را دفع می‌کنند و چون جاذبه‌ای در کار نیست بلور می‌شکند. سدیم کلرید را نمی‌توان با چکش کاری ، به ورقه‌های نازک تبدیل کرد. با چنین عملی بلور نمک خرد و از هم پاشیده می‌شود.
گروههای حاوی پیوند یونی
عناصرگروه IA )فلزات قلیایی)
یعنی Li ، Na ، K ، Rb ، Cs ، هر یک به ترتیب یک الکترون بیشتر از گازهای نجیب ، (He ، Kr ، Ne ، Ar ، Xe) دارند. اگر هر یک از این فلزات از هر اتم یک الکترون از دست بدهند، جزء باقیمانده آرایش الکترونی گاز نجیب متناظر خود را پیدا می‌کند. مثلا ، Li یک الکترون والانس در آرایش حالت پایه دارد. از دست دادن یک الکترون موجب می‌شود که Li ساختار الکترونی He را پیداکند. یک اتم Li که فقط دو الکترون و سه پروتون داشته باشد، بار +1 خواهد داشت.
یک اتم باردار مانند  یا یک گروه از اتم‌های باردار ، مانند گروه سولفات  را یون می‌گویند.
عناصر گروه IIA )فلزات قلیایی خاکی(
هریک دو الکترون والانس دارند. پس برای اینکه mg ، ca ، sr ، ba ساختار گاز نجیب را به دست آورند اتم‌های هرعنصر باید دو الکترون از دست بدهند. از دست رفتن دو الکترون موجب می‌شود که دو پروتون در هسته خنثی نشده بماند. پس هر یون بار +2 خواهد داشت. برای جدا شدن سومین الکترون لازم است جفت الکترونهای تراز اصلی با انرژی پایین‌تر شکسته شود. این امر انرژی زیادتری می‌خواهد. جداشدن الکترونها از فلزات و تشکیل یونهای مثبت حاصل از آنها را می‌توان به راههای مختلف ترسیم کرد.
پس جدا شدن یک الکترون از یک اتم معین جداشدن الکترونهای بعدی به ترتیب مشکلتر می‌شود. زیرا با از دست رفتن هر الکترون بار مؤثر زیادتری می‌شود و الکترونهای باقیمانده را محکمتر نگاه می‌دارد. بطور خلاصه یونهای مثبت وقتی تشکیل می‌شوند که اتم‌های فلزی یک الکترون (گروهIA ) دو الکترون (گروهIIA) و یا سه الکترون (گروهIIIA) به اتم‌های غیر فلزی می‌دهند. یونهای حاصل آرایش الکترونی یکسان با یک گاز نجیب دارند.
عناصر گروه VIIA )هالوژنها(
یونهای مثبت در حضور یونهای منفی پایدار می‌شوند. خنثی شدن بار ، هر دو نوع یون را پایدار می‌کند. یونهای منفی پایدار ، از اتم‌هایی که شش یا هفت الکترون والانس دارند، تولید می‌شوند. اینگونه اتم‌ها آنقدر الکترون بدست می‌آورند تا ساختار گاز نجیب را پیدا کنند. مثلا اتم‌های عناصر گروه VIIA (هالوژن‌ها) هفت الکترون والانس دارند و هر یک ، یک الکترون می‌خواهند تا آرایش الکترونی یک گاز نجیب را پیدا کنند.
اگر اتم‌های F ، Cl ، Br ، I هر یک ، یک الکترون بدست آورند، یونهای حاصل یعنی  ،  ،  ،  به ترتیب آرایش الکترونی را خواهند داشت.
عناص گروه VIA )گروه اکسیژن(
اتم عناصر (VIA)  برای رسیدن به ساختار الکترونی یک گاز نجیب هریک دو الکترون نیاز دارند. اضافه شدن دو الکترون به هر اتم ، سبب تولید  می‌شود. روند به دست آوردن الکترون توسط غیرفلزات ، مانند از دست دادن الکترون توسط فلزات را می‌توان به راههای متفاوت ترسیم کرد. بطور خلاصه غیرفلزات یک ، دو ، یا سه الکترون از فلزات می‌گیرند و یون منفی ایجاد می‌کنند.
این یونهای منفی همگی الکترونهای والانس جفت شده و آرایش هشت الکترونی پایدار گازهای نجیب را دارند.
فرمول شیمیایی مواد مرکب یونی
فرمول شیمیایی یک ماده مرکب از لحاظ الکتریکی خنثی است. خنثی بودن الکتریکی مستلزم آن است که شمار بارهای مثبت و منفی در بلور ماده مرکب برابر باشند. دو  برای هر  ، سه یون  برای دو یون Al^3+ و الی آخر. در بلور نمک طعام یونهای  با جاذبه الکتریکی میان بارهای مخالف ، در جای خود نگاه داشته شده‌اند.
علاوه بر این ، برای خنثی بودن این ماده مرکب باید نسبت یونهای سدیم به یونهای کلرید 1 به 1 باشد. در این صورت ساده‌ترین فرمول آن  خواهد بود. در ساختار بلورین  هر یون سدیم با هر شش یون کلرید اطراف آن جذب می‌شود. به همین طریق هر یون کلرید با هر شش یون سدیم اطراف آن جذب می‌شود.
در ساختارهای یونی هیچ مولکول تک اتمی وجود ندارد، یعنی هیچ یون خاصی وجود ندارد که منحصرا به یک یون دیگر بپیوندد


نوشته شده در 1388/11/6 | ساعت 11:35 قبل از ظهر | توسط حمید اشرفی |نظرات

ساختار اتم :

بر اساس نظریة دالتون ، اتم به عنوان واحد اساسی یک عنصر در واکنش شیمیایی شرکت کند تعریف می شود . دالتون شناختی از ساختار اتم نداشت و تنها تصور او این بود که اتم بی اندازه کوچک و تقسیم ناپذیر است . بررسیهای سالهای 1850 که تا قرن بیستم هم ادامه داشت به وضوح نشان داد که اتم دارای ساختار درونی است ، به این معنا که اتمها از ذره های کوچکتری که ذره های زیر اتمی نامیده می شوند تشکیل شده اند . بنابر این ، اتمها قابل تقسیم اند و چنانچه شکافته شوند ، هویت شیمیایی خود را از دست می دهند .

اتمها از سه ذره بنیادی  الکترون ، پروتون و نوترون  تشکیل شده اند .

 

الکترون :

در سال 1807 ، همفری دیوی شیمیدان انگلیسی و در سال 132 ، مایکل فارادی از راه برقکافت شیمیایی مواد مرکب به ماهیت الکتریکی ماده پی برده بودند و جرج جانستون استونی در سال 1874 بر اساس کار فارادی این مطلب را عنوان کرد که واحدهای باردار الکتریکی بااتمها پیوستگی دارند و او این واحدهای الکتریکی را الکترون نامید .

قسمت مهم اطلاعاتی که دربارة الکترون به دست آمده است با استفاده از وسیله ای به نام لولةپرتوکاتدی است .  این وسیله یک لولة شیشه ای است که قسمت عمدة هوای داخل آن تخلیه شده است . وقتی هر صفحة فلزی تعبیه شده در این لوله را به یک منبع ولتاژ زیاد وصل کنیم ، صفحه ای که بار منفی دارد  وکاتد نامیده می شود ، یک پرتو نامرئی نشر میکند . پرتو کاتدی به سمت صفحة باردار مثبت که اند نام دارد کشیده می شود و با عبور از درون یک سوراخ به مسیرخود تا انتهای دیگر لوله ادامه می دهد . وقتی این پرتو به صفحه ای که از روی سولفید ( ZnS ) پوشیده شده برخورد می کند ، نور فلوئورسان تولید می شود .

چنانچه دو صفحة باردار الکتریکی و یک آهنربا  در خارج از لولة پرتو کاتدی قرار داده شود ، با برقرار کردن میدان مغناطیسی و خاموش بودن میدان الکتریکی ، پرتو کاتدی به نقطة A  برخورد    می کند . در صورتی که تنها میدان الکتریکی روشن باشد ، پرتو کاتدی به نقطة  C برخورد می کند ، ولی چنانچه هر دومیدان خاموش باشند یا هنگامی که هر دومیدان الکتریکی و مغناطیسی روشن باشند ، اما به گونه ای تنظیم شوند که اثر یکدیگر را خنثا کنند ، پرتو کاتدی  به نقطة  B برخورد   می کند . براساس نظریة الکترومغناطیسی ، یک جزء باردار متحرک مانند یک آهنربا عمل می کند و می تواند به هنگام عبور از میدانهای الکتریکی و مغناطیسی با آنها بر هم کنش داشته باشد . از آنجا که پرتو کاتدی به سمت صفحة باردار مثبت جذب و به وسیلة صفحة باردار منفی دفع می شود ، باید از ذره های دارای بار منفی تشکیل شده باشد . این ذره های باردار را به عنوان الکترونها می شناسیم . در سال 1897 ، جوزف . ج . تامسون  فیزیکدان انگلیسی نسبت بار به جرم ( q/m ) الکترون رااز راه بررسی انحراف پرتو کاتدی در میدانهای الکتریکی و مغناطیسی معین کرد . این نسبت برابر با      C/g 102 × 76/1- است . C  نشانة  کولن   ( واحد با رالکتریکــــی ) است . در اوایل سالــهای 1900 نیز روبرت میلیکان فیزیکدان آمریکایی موفق شد تا بار الکترون را تعیین کند . مقـــدار این بار  19-10× 60/1-  است . از این رو ، جرم الکترون برابر با g 28-10 × 09/9  است .

 

پرتوزایی

در سال 1896 ، هانری بکرل فیزیکدان فرانسوی به طور اتفاقی دریافت که یک صفحة عکاسی پوشیده شده به وسیلة یک لفاف ضخیم در معرض ترکیب خاصی از اورانیم سیاه شده است . او بابررسیهای که انجام داد به این نتیجه رسید که این ترکیب اورانیم به طور طبیعی پرتوهای نامرئی نشر می دهد که مانند نور مرئی بر صفحة عکاسی اثر میگذارد . از این رو ، این پدیده پرتوزائی طبیعی نام گرفت و اجسامی مانند اورانیم که این پرتوها را نشر می دهند ، اجسام پرتو زا نامیده می شوند . در نتیجة واپاشی یک جسم پرتوزا سه نوع پرتو ( ذره ) تولید می شود که عبارت اند از پرتو آلفا (α ) که متشکل از ذره های باردار مثبت است و در یک میدان التکتریکی به وسیله صفحه ای که بار مثبت دارد ، منحرف می شود ؛ پرتو بتا ( β ) که همان الکترون است و در یک میدان الکتریکی به وسیلة صفحه ای که با منفی دارد ، منحرف می شود و سومین نوع از این پرتو ها ، پرتو گاما ( γ ) است که بسیار پر انرژی است و بار الکتریکی ندارد و میدان الکتریکی خارجی بر آن بی اثر است .

 

پروتون و هسته

تااوایل سال 1900 معلوم شده بود که اتمها دارای الکترون اند و از نظرالکتریکی نیز خنثا هستند . برای اینکه یک اتم از نظر الکتریکی خنثاباشد ، باید به تعداد برابر بارهاهای منفی و مثبت داشته باشد . از این رو ، تامسون در سال 1909 اتم را به شکل کرهای تصور کرد که در آن بار مثبت به طور یکنواخت گسترده شده است و الکترونها مانند تخمه های هندوانه در این کره پخش اند .

درسال 1910 ، ارنست رادرفورد فیزیکدان انگلیسی همراه با هانس گایگر فیزیکدان آلمانی و ارنست مارسدن فیزیکدان انگلیسی که در آن زمان دانشجوی دورة کارشناسی بود با آزمایشهای که انجام دادند ، نادرست بودن مدل اتمی تامسون را ثابت کردند . در این آزمایشها  باریکه ای از پرتو آلفای حاصل از یک منبع پتوزا روی یک ورقة بسیار نازک فلزی ( مانند طلا ، پلاتین ، مس ) تابانده می شود آنها مشاهده کردند که بیشتر ذره های آلفا بدون انحراف از درون ورقة فلزی عبور می کنند ، تعدادی از آنها به مقدار زیاد منحرف می شوند و شمار معدودی نیز به موازات مسیر اصلی این ذره ها به سمت عقب بر می گردند .

نتایج این آزمایشها با مدل اتمی تامسون قابل توجیه نبود ، زیرا اگر جرم و با مثبت در سراسر اتم به طور یکنواخت گسترده شده باشد ، ذره های آلفا نباید منحرف شوند ، زیرا بر اساس این مدل ، مرکز بار مثبت برای دفع ذره های مثبت آلفا در اتم وجود ندارد . برای توجیه نتایج این آزمایش ، رادرفورد مدل جدیدی را برای اتم پیشنهاد کرد . براساس این مدل ، بیشتر فضای اتم خالی است . در نتیجه بیشتر ذره های آلفا ( +2 He ) بدون انحراف از درون ورقة طلا عبور می کنند . طبق پیشنهاد رادرفورد ، بار مثبت اتم در هسته متمرکز است . هرگاه ذرة آلفا به هستة اتم نزدیک شود توسط بار مثبت هسته دفع و انحراف بزرگی در مسیر عبور ذره از درون ورقة طلا مشاهده می شود . افزون بر این ، اگر ذرة آلفا به طور مستقیم با هستة اتم که چگال و مثبت است ، برخورد کند به سمت عقب رانده می شود .

ذره های با بار مثبت در هسته را پروتون می نامند . بار پروتون برابر با بار الکترون و جرم آن     برابر  g 24- 10 × 67252/1  است که در حدود 1840 مرتبه بیشتر از جرم الکترون می باشد . قطر اتم در حدود m 10- 10 و قطر هسته اتم در حدود m 15- 10 است .

بوهر دانشمند دانمارکی در سال 1913 با پذیرفتن وجود هستة اتم که توسط رادرفورد کشف شده بود ، مدل جدیدی دربارة چگونگی توزیع الکترونها در اطراف هستة اتم ارائه داد . طبق نظریة بوهر ، تنها در اطراف هستة هر اتم چندین مسیر دایره ای یا مدار در فاصله های معین وجود دارند و الکترونها تنها مجازند در این مدارها به دور هسته بچرخند . مثلاً ، در اتم هیدروژن که تنها یک پروتون در هسته و یک الکترون در فضای خارج از هسته دارد ، این الکترون در نخستین مدار مفروض که نزدیکترین فاصله را تا هستة اتم دارد ، می چرخد یا در اتم هلیم که بعد از هیدروژن است و دو پروتون در هسته دارد ، دو الکترون موجود در این اتم در همان مدار به دور هسته در حال چرخش اند .

شواهد تجربی نشان می دهند که حداکثر تعداد الکترونها در هر مدار ثابت است . تعداد الکترونها در نخستین مدار که با حرف K  مشخص می شود ، حداکثر دو است و در مدارهای دوم ، سوم و چهارم به ترتیب با حروف L ، M ، N  مشخص می شوند ، حداکثر تعداد الکترونها متوالیاً به 8 ، 18 و 32 می رسد .

بنابر این ، در اتم لیتیم که سه پروتون در هسته دارد ، دو الکترون در مدار K  قرار دارند و الکترون سوم مدار  L  را اشغال می کند که در فاصلة دورتری از هسته است . در اتمهای عنصرهای بریلیم ، بور ، کربن ،نیتروژن ، اکسیژن ، فلوئور و نئون که بعد از لیتیم قرار دارند و بارهسته در اتمهای آنها متوالیاً رو به افزایش است ، الکترونهای اضافه شده همان مدار L را اشغال می کنند و این مدار سوم یا مدار  M که فاصلة آن تا هستة اتم بیشتر از مدار  L است ، قرار می گیرد .

نوترون

در مدل اتمی رادر فورد هنوز یک مسئله حل نشده باقی متنده بود . در آن زمان معلوم شده بود که هیدروژن فقط یک پروتون و اتم هلیم نیز دو پروتون دارد . بنابر این ، نسبت جرم یک اتم هلیم به یک اتم هیدروژن باید 2 به 1 باشد ( سهم الکترون نادیده گرفته شده است ، زیرا الکترون خیلی سبکتر از پروتون است ) ، اما در واقعیت این نسبت 4 به 1 است رادرفورد و دانشمندان دیگر پذیرفته بودند که ذرة زیر اتمی دیگری باید در هستة اتم موجود باشد . اثبات وجود این ذره توسط یک فیزیکدان انگلیسی به نام چادویک در سال 1932 انجام گرفت . او ورقة نازکی از بریلیم را با ذره های آلفا بمباران کرد و مشاهده نمود که یک تابش پر انژی مشابه پرتوی گاما توسط فلز نشر می شود . این پرتو در واقع متشکل از یک ذرة زیر اتمی است که توترون نامیده می شود . این ذره از نظر الکتریکی خنثا و جرم آن اندکی بیش از جرم پروتون است . به این ترتیب مشکل نسبت جرمهای اتمی که در بالا اشاره شد ، با در نظر گرفتن دو پروتون و دو نوترون در هستة هلیم و تنها یک پروتون در هستة هیدروژن حل می شود .

***

عدد اتمی ، عدد جرمی و ایزوتوپها :

تمام اتمها با توجه به تعداد پروتونها و نوترونهایی که دارند ، شناسایی می شوند . عدد اتمی ( Z ) تعداد پروتونها در هستة هر اتم از یک عنصر است . در یک اتم خنثا تعداد پروتونها برابر با تعداد الکترونهاست ؛ از این رو  عدد اتمی تعداد الکترونهای موجود در اتم را نیز مشخص می کند . ماهیت شیمیایی یک اتم تنها توسط عدد اتمی آن تعیین می شود . مثلاً ، وقتی می گوییم عدد اتمی اکسیژن 8 است ، به این معناست که هر اتم اکسیژن خنثا هشت پروتون و هشت الکترون دارد یا به عبارت دیگر ، دراین جهان هستی هر اتمی که هشت پروتون داشته باشد ، اکسیژن نام دارد .

عدد جرمی (A ) برابر با مجموع تعداد نوترونها و پروتونهای موجود در هستة یک اتم از یک عنصر است . بجز اتم هیدروژن که تنها یک پروتون دارد ، تمام هسته های اتمی هم پروتون و هم نوترون دارند . تعداد نوترونها در یک اتم برابر با تفاوت بین عدد جرمی و عدد اتمی ( Z -  A) است . مثلاً ، فلوئور که عدد جرمی 19 و عدد اتمی 9 دارد ، دارای 10 = (9 19 ) نوترون در هسته است .

 
جرم تمام اتمهای یک عنصر معین یکسان نیست . بیشتر عنصرها دو یا چند ایزوتوپ ( همجا ) دارند . ایزوتوپهای یک عنصر عدد اتمی یکسان ، اما عدد جرمی متفاوت دارند . مثلاً ، از هیدروژن سه ایزوتوپ شناخته شده است . یک ایزوتوپ آن که به نام هیدروژن است تنها یک پروتون دارد ، ایزوتوپ دو تریم یک پروتون و یک نوترون و ایزوتوپ تریتیم یک پروتون و دو نوترون دارد . برای نشان دادن عدد اتمی و عدد جرمی یک اتم از عنصر X به صورت زیر عمل می کنیم :

 

 

 

 

 
بنابراین ، ایزوتوپهای هیدروژن را به صورت زیر نشان می دهیم :

 

                                               تریتیم                    دوتریم                هیدروژن

بجز هیدروژن که ایزوتوپهای آن نامهای متفاوت دارند ، ایزوتوپهای سایر عنصرها توسط عدد جرمی آنها شناسایی می شوند . مثلاً ، نئون 20 ( Ne 20 ) ، نئون 21 (Ne 21 ) و نئون 22 (Ne 22 ) .

خواص شیمیائی یک عنصر به طور عمده به وسیلة پروتونها و الکترونهای اتم آن عنصر تعیین می شود و نوترونها در تغییرات شیمیایی شرکت ندارند . بنابراین ، شیمی ایزوتوپهای یک عنصر یکسان است . ایزوتوپهای یک عنصر ترکیبهای یکسانی تشکیل می دهند و واکنش پذیری مشابهی دارند .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 1388/11/6 | ساعت 11:30 قبل از ظهر | توسط حمید اشرفی |نظرات















قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت



دریافت كد ساعت

كد موزیك بیكلام

كد صوتی بی كلام

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جستجوگر گوگل

page rank google پیج رانك گوگل این وب

كد چت روم

دریافت كد بازی آنلاین تصادفی

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Best Cod Music

دریافت كد در بهاربیست